1) روزی دختر شیخ یک تبلت گوگل نکسوس بخرید و بر شیخ عرضه نمود!
شیخ بگفت: این تبلت که خریدی اولین کار چه کردی؟
عرض نمود: یا شیخ بر صفحه اش برچسب زدم و دور آن کاوری بس محکم قرار دادم.
شیخ فرمود: ایا کسی تورا به این کار مجبور کرد؟
-
خیر
فرمود: ایا تو به شرکت گوگل توهین کردی که چنین کاور بر آن نهادی؟
-
خیر. اتفاقاً خود گوگل که آن را ساخته توصیه نماید که بر آن کاور نهیم.
-
آیا چون این تبلت چیپ و درپیت است کاورش کردی؟
-
خیر، بلکه چون ارزشمند است و کلی تکنولوژی صرف آن شده چنین کردم.
-
آیا کاور از جمال تبلت نکاهد و به وزنش نیفزاید؟
-
باکی نیست، به دوامش نیز بیفزاید.
شیخ صیحه ای بزد و فرمود: پس بدان که آنکه مرا و تو را ساخته ما را به عفاف توصیه نموده است که عفاف نه دست و پا گیراست و نه موجب عذاب بلکه ضمانت ماندگاریست.


2) ﻓﺮﺩﺍﻱ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﻲ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ، ﺟﺴﺪ ﺑﻲ ﺟﺎﻥ ﻭ با وضع نامناسب ﺩﺧﺘﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻴﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﻱ ﮐﺎﺭﻭﻥ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ!
ﺗﮑﺎﻭﺭﺍﻥ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﺍﺭﺗﺶ ﺑﺎ ﺗﻘﺪﻳﻢ 3 ﺷﻬﻴﺪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺁﻥ ﺟﺴﺪ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ...
ﺳﻪ ﺷﻬﻴﺪ ﺑﺮﺍﻱ " ﺟﺴﺪ " ناموس ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ...!!

 


(منتظر شماره بعد باشید...)

موضوع :
آزادی حقیقی زنان در ایران ,