جمعه هفتم

از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را

به وصالت نرسیدیم و ندیدیم تو را

روزی ما فقرا شربت وصل تو نبود

زهر هجر تو چشیدیم و ندیدیم تو را

شاید ایام کهن سالی ما جلوه کنی

در جوانی که دویدیم و ندیدیم تو را

چه قدَر چلّه نشستیم و عزادار شدیم

چه قدَر شمع خریدیم و ندیدیم تو را

گاهی اندازه ی یک پرده فقط فاصله بود

پرده را نیز کشیدیم و ندیدیم تو را

سعی کردیم كه شبی خواب ببینیم تو را

سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تو را

مدتی در پی تو رند و نظر باز شدیم

همه را غیر تو دیدیم و ندیدیم تو را

فکر کردیم که مشکل سر دلبستگی است

از همه جز تو بریدیم و ندیدیم تو را

لا اقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم

تا بگوییم : رسیدیم و ندیدیم تو را





برچسب ها :
امام زمان(عج) ,  شعر امام زمان(عج) ,