جمعه شانزدهم

 

چشم من در پی دیدار تو سرگردان است

و سرا پای وجودم ز غمت حیران است

خبر از حال تو آقا كه ندارم هرگز

لااقل از تب تو دیده ی من گریان است

به كجا خیمه زدی یوسف گم گشته من

بنگر از دوری تو حال دلم  ویران است

گوشه چشمی كن و این سائل خود را دریاب

كه نگاه تو به این قلب سر و سامان است

خوشبحال شهدا، یك شبه ره را رفتند

هركه شد همسفر تو، سفرش آسان است

روضه هایی كه به هر شام و سحر می خوانی

چون شرر بر جگر عالمیان سوزان است






برچسب ها :
امام زمان(عج) ,