جمعه سی ام

عمری به انتظار نشستم نیامدی
چشم از همه به غیر تو بستم نیامدی

ای مایه امید بشر، رشته امید
از هرکسی بجز تو گسستم نیامدی

ای خضر راه گمشدگان در مسیر عشق
چشم انتظار هرچه نشستم نیامدی

ای سرو سرفراز گلستان زندگی
دیدی مگر حقیرم و پستم نیامدی

گفتی دل شکسته بود جای من فقط
این دل به خاطر تو شکستم نیامدی

عمری در آرزوی تو آخر شد و هنوز
در آرزوی روی تو هستم نیامدی

مست گناه، مرد حقیقت نمی شود
دیدی همیشه غافل و مستم نیامدی

زندان تن کلید ندارد به غیر مرگ
چون از رگ حیات نرستم نیامدی



برچسب ها :
امام زمان(عج) ,  شعر امام زمان(عج) , 

موضوع :
جمعه های بدون امام زمان(عج) ,