جمعه سی و ششم

تمام نامه ی عمرم سیاه گردیده

که شغل روز و شب من گناه گردیده

برای اینکه بیایم به توبه ای سویت

دو چشم ناز و قشنگت به راه گردیده

امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی

دو چشم تو، به گناهم گواه گردیده

هر آنچه خرج نمودی ک بنده ات گردم

ز بی لیاقتیِ من تباه گردیده

بیا و مشکل من را تو با اجل حل کن

که این گدای حرم بی پناه گردیده

من از نگاه کبودی، دلم پریشان است

عذاب من ز شرار نگاه گردیده

بیا به پای دل من بزن تو زنجیری

بگو که دست مرا عاقبت تو می گیری



برچسب ها :
شعر امام زمان(عج) ,  امام زمان(عج) , 

موضوع :
جمعه های بدون امام زمان(عج) ,