بسمه تعالی

سلام بر توای امام غریب!

سلامی به وسعت اندوه دلمان

سلامی به وسعت دل تنگی هایمان

سلامی به وسعت شرمندگی مان نزد تو

مولای غریب...

چهل جمعه  گرچه کم، ولی با یاد تو گذشت

اما نیامدی...

چهل جمعه گرچه کم،‌ولی با انتظار تو گذشت

اما نیامدی...

چهل جمعه گرچه کم ولی با بی قراری تو گذشت

اما نیامدی...

اما نیامدی.

اما نیامدی...

آقای مظلوم...!

دلم گرفته از غصه بدون تو بودن

بدون تو زندگی کردن

بدون تو زنده بودن

دلم گرفته از گناه و معصیت و نافرمانی و جفای در حق معشوق

دلم گرفته از دوری بسیار از معشوق

دلم گرفته از دورویی خودم که با زبان میگویم بیا ولی با اعمالم میگویم نیا!

راستی...

از دل گرفتگی های خودم گفتم

چقدر بی انصافم!که  تا کمی  دلم میگیرد

درد دل و بغض و ... رو رو کاغذ می نویسم و خودم را سبک می کنم

اما...

تو چگونه خودت را سبک میکنی؟

تو با این اقیانوس غم ها چه میکنی؟

تو با این اقیانوس نامه بی وفایی ما کوفی مسلک ها که هفته ای دو بار به دستت می رسد چه میکنی؟

تو با این دلسوزی های  هزار ساله به حال ما، چه میکنی؟

تو  از دست ما شیعیان زبانی چه میکنی؟

تو از نفاق و دورویی ما چه میکنی؟

و در یک کلام...

تو با صورتی که از سیلی گناه کردن ما شیعیان ادعایی،سرخ است چه میکنی؟

فدای صورت سرخ و کبود تو

خدا صبرت دهد آقا از دست ما...

از دست ما...

از دست ما...

اللهم عجل لولیک الفرج



برچسب ها :
امام زمان(عج) ,  مناجات ,  درد دل , 

موضوع :
مناجات ,