بسمه تعالی

دارم برای رنگِ تنت گریه میكنم

پایِ نفس نفس زدنت گریه میكنم

باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟

یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

باور كنیم شأن تورا رَد نكرده است؟

این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند

روی سر ِتو از در و دیوار ریختند

هرچند بین كوچه تنت را كشید و بُرد

دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد

باران تیر و نیزه نصیب تنت نشد

دست كسی مزاحم پیراهنت نشد

این سینه ات مكان نشست كسی نشد

دیگر سر تو دست به دست كسی نشد

 منبع: وبلاگ سهیل عرب

برچسب ها :
امام صادق(ع) ,  رئیس مذهب ,  شعر شهادت امام صادق(ع) , 

موضوع :
اهل بیت(علیهم السلام) ,