تبلیغات
امر به معروف و نهی از منکر - مطالب اخلاق
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
کاربردی
ابر برچسب ها

تهور

آن، در طرف افراط [نسبت‏ به شجاعت] است: یعنى اقدام به كارى كه نباید كرد و انداختن خود در مهلكه‏ هائى كه در عقل و شرع منع شده است.

و دلیل بر بدى و ناپسندى آن و در وجوب محافظت و نینداختن خود در مهلكه آیات و اخبار مربوطه است و همین قدر كافى است كه خداى تعالى مى‏فرماید:

»و لا تلقوا بایدیكم الى التهلكة‏( بقره، 195)» «و خویشتن را به هلاكت میفكنید.» حق این است كه هر كه خود را از آنچه عقل به لزوم محافظت از آن حكم مى ‏كند نگاه ندارد از نوعى جنون و دیوانگى خالى نیست و چگونه چنین كسى را مى‏توان عاقل نامید كه خود را بى‏باكانه به خطر مى‏ اندازد مثلا از كوههاى بلند به زیر مى‏افكند و از شمشیرهاى آخته و بر كشیده پروا نمى‏ كند، یا در گردابها و رودهاى غرق كننده فرو مى‏ رود یا از درندگان احتراز نمى‏كند چنین شخصى اگر هلاك شود به حكم شریعت قاتل خود به شمار مى‏ رود و خودكشى موجب هلاك ابدى و شقاوت همیشگى است.


و علاج آن - بعد از به یاد آوردن مفاسد آن در دنیا و آخرت - این است كه هر كارى كه مى‏ خواهد بكند ابتدا درباره آن تامل و فكر كند، اگر عقل و شرع آن را تجویز مى‏ كنند بدان دست‏یازید، و گرنه از آن اجتناب نماید و بسا هست كه در معالجه آن باید از بعضى كارها كه احتراز از آن لازم نیست احتراز كند تا به سوى تفریط بیفتد، و چون به زوال تهور و بى باكى علم پیدا كرد طرف تفریط را رها كند و بر حد وسط كه شجاعت است‏ بایستد.

 

                                            



ادامه مطلب
تفسیر صراط مستقیم
خداوند راهی را برای بندگان مشخص كرده تا با پیمودن آن به كمال برسند و آن بندگی و صراط مستقیم و أن اعبدونی هذا صراط مستقیم. از اول بلوغ ما باید بنده صالح خدا باشیم. خداوند همه پیامبران را نیز عبد و بنده صالح خود تربیت و مبعوث می‌كند تا به مردم این معنا را یاد دهند و آن‌ها را بنده تربیت كنند.
خداوند در قرآن اطاعت از سه فرمان را واجب كرده: 1. اطاعت از فرمان خود خدا؛ 2. اطاعت از فرامین پیامبر، و من یطع الرسول فقد أطاع الله؛ 3. اطاعت از اولی امر، كسانی از خود شما كه شما حق دارند فرمان بدهند.

   
                                       



ادامه مطلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین سیّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بیته الأطیبین الأنجبین سیّما بقیّة الله فی العالمین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّءُ الی الله!
بحث‌های روز پنج‌شنبه در دو بخش خلاصه می‌شد بخش اول به مسائل اخلاقی مرتبط بود بخش دوم شرح كوتاهی از نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(علیه السلام) كه آن هم مناسب با بحث اخلاق بود. در نوبت‌های قبل مطالبی درباره عظمت فنّ اخلاق بازگو شد آنچه در این نوبت مطرح است آن است كه اخلاق نظیر عمل نیست كه یك حركتِ بدنی باشد یك امر درونی است چون امر درونی است زشتی و زیبایی آن خیلی روشن نیست خود شخص می‌داند ولی گاهی برای خود شخص هم مستور می‌شود و همان‌طوری كه بیماریِ ناشناخته در حدّ ابتدایی نمی‌ماند رشد می‌كند اخلاقِ بد هم رشد می‌كند و همان‌طوری كه بیمار اگر به طبیب مراجعه كند, آن بیماری درمان می‌شود اخلاق بد هم درمان می‌شود و همان‌طوری كه بیماری یا سلامت، جزء عوارض بدن‌اند اخلاقِ بد و اخلاق خوب هم جزء عوارض نفس‌اند پایگاهی دارند منشأ اخلاق بد و اخلاق خوب, عقیده بد و عقیده خوب است عقیده خوب باعث پیدایش اخلاق خوب است عقیده بد باعث پیدایش اخلاق بد است اگر كسی عقیده خوب داشت احیاناً گرفتار برخی از رذایل اخلاقی شد ذات اقدس الهی درمان می‌كند ولی اگر دارای عقیده بد بود و مبتلا به اخلاق زشت شد خدا مدتی مهلت می‌دهد تا او خود را اصلاح كند اگر اصلاح نكرد افزایش پیدا می‌كند حالا این چند مطلب را باید از آیات قرآن كریم استفاده كنیم.


                        




ادامه مطلب

برچسب ها :
درس اخلاق آیة الله جوادی آملی- آیة الله جوادی آملی- درس اخلاق , 

همانطور که قبلاً وعده داده بودیم در این بخش به ذکر برخی رذائل و درمان آن اشاره می کنیم اما قبل از آن نصیحتی که در همان کتاب شریف جامع السعادات آمده،را می آوریم و سپس به ذکر رذائل و درمان آن می پردازیم.

ملا احمد نراقی

نصیحت

اى دوست! از خواب غفلت‏ برخیز، و امروز فكر فردا كن، پیش از آنكه چنگالهاى مرگ در كالبدت بند شود و چاره قوه عاقله‏ ات از تفكر درباره صفات و احوالت از دست‏ بیرون رود و به یقین بدان كه هر فضیلت ‏یا رذیلتى كه در جان تست و هر طاعت ‏یا معصیتى كه از تو سر بزند در برابر آن جزا و پاداشى در وقت رفتن از این سراى فانى هست و گفتار سرور پیامبران (صلى الله علیه و آله و سلم) را بشنو - كه اگر ترا دلى باشد براى بیدارى و آگاهى‏ات بس است - كه فرمود:

«ان روح القدس نفث فى روعى: احبب ما احببت فانك مفارقه، و عش ما شئت فانك میت، و اعمل ما شئت فانك مجزى به‏» «جبرئیل در جان من دمید كه: هر چه را خواهى دوست‏بدار كه از آن جدا خواهى شد، و هر چه خواهى زندگى كن كه خواهى مرد، و هر چه خواهى بكن كه سزاى آن را خواهى دید» و به راستى اگر به مبدا و معاد اعتقاد داشته باشى این سخن واعظ تو بس است و ترا از توجه و التفات به دنیا و اهل آن باز مى‏دارد.و خلاصه: سزاوار است كه مؤمن در هر شبانه‏روز ساعتى از اوقات خود را صرف تفكر درباره صفات و افعال خود كند و زمانى در عجائب صنع و قدرت پروردگار بیندیشد و بر این كار مداومت ورزد تا قوه عقلیه و عملیه نفس را كمال حاصل شود، و از وسوسه‏هاى شیطانى و خواطر نفسانى رهائى یابد.


مكر و حیله

‏براى رسیدن به مطلوبات و مقتضیات دو قوه خشم و شهوت می باشد، مكر و حیله و خدعه و دهاء، الفاظ مترادفند و در لغت گاهى بر شدت زیركى و فطانت اطلاق مى‏شود و صاحبنظران آن را بر استنباط بعضى از امور از مآخذ پنهان و دور آن كه خارج از حد قریحه راست و مستقیم است، اطلاق مى‏كنند.و از این رو آن را ضد هوشیارى و ذكاء و سرعت فهم مى‏دانند، و در عرف مراد از آن جستن راههاى پنهان است‏براى اذیت رساندن به مردمان و بسا در لغت نیز آن را به این معنى تفسیر كنند و مراد ما در اینجا همین معنى است.




ادامه مطلب

برچسب ها :
نصیحت ,  ملا احمد نراقی ,  رذائل اخلاقی ,  مکر و حیله ,  دشمن در لباس دوست ,  قساوت قلب ,  حرص و طمع و علاج آن , 

در بخش اول این عنوان مطالب مفید و مهمی را در مورد علم اخلاق و وسوسه ها و درمان آن از کتاب گرانسنگ جامع السعادات مرحوم ملا مهدی نراقی می آوریم و در بخش های دیگر، که به زودی منتشر خواهد شد، به رذائل اخلاقی و درمان آنان می پردازیم.
لازم به ذکر است که مطالب به صورت مرتب و طبق ترتیب کتاب آورده نشده است و مطالبی که نیازی به آن نبود و ضرورتی نداشت، حذف شده است.


عوامل بیماریهاى نفسانى

بدان كه عوامل انحراف در اخلاق، یا در خود نفس از آغاز خلقتش وجود دارد، یا از اشتغال به اعمال فاسد و زشت پدید مى‏آید، یا عامل جسمانى و بدنى دارد، و این امراض موجب بعضى از ملكات پست و ناپسند مى‏شود، و راز این مطلب این است كه نفس چون با بدن همبستگى و ارتباط دارد، هر یك از آن دو تحت تاثیر دیگرى است، و هر حالتى كه براى یكى پدید آید به دیگرى نیز سرایت مى‏كند، چنانكه خشم و عشق نفس موجب اضطراب و ارتعاش تن مى‏شود و در بدن ایجاد بیمارى می کنند.

معالجات كلى و عمومى براى بیماریهاى نفسانى

علت انحراف اخلاقى اگر بیمارى جسمانى باشد باید به وسیله درمان طبى به دفع و زایل كردن آن پرداخت، و اگر بیمارى نفسانى باشد معالجه كلى و عمومى آن مانند معالجه كلى و عمومى در طب بدنى است.و معالجه كلى درباره آن این است كه مرض را ابتدا به غذائى كه طبعا ضد آن بیمارى است علاج مى‏كنند، چنانكه مرض سردى به غذاى گرم معالجه مى‏شود، و اگر این معالجه سود نبخشید به دوا درمان مى‏كنند، و اگر بازهم تاثیر نكرد از داروهاى سمى استفاده مى‏كنند و اگر به آن هم شفا و بهبود حاصل نشد با سوزاندن و یا قطع عضو عمل مى‏كنند و این آخرین علاج است.

قانون كلى در معالجه نفسانى نیز چنین است، به این ترتیب كه پس از شناخت انحراف باید به تحصیل فضیلتى كه ضد آن انحراف باشد مبادرت كرد، و بر كارهائى كه آثار آن فضیلت است مواظبت و مراقبت نمود، و این به منزله غذاى ضد بیمارى است.پس همان طور كه حصول حرارت در مزاج برودت پدید آمده در آن را از میان مى‏برد، همین طور هر فضیلتى كه در نفس پیدا شود رذیلت ضد آن را برطرف مى‏كند.اگر این دستور العمل سود نبخشید باید نفس را بر این رذیلت و انحراف اخلاقى در اندیشه‏ها یا در گفتار یا در عمل توبیخ و سرزنش كرد، و او را به زبان حال یا مقال مورد خطاب قرار داد: كه اى نفس اماره خود را به هلاك افكندى و در معرض خشم الهى قرار دادى، و بزودى در دوزخ با شیاطین و بدكاران به عذاب گرفتار خواهى شد، و اگر این هم مؤثر نشد باید به آثار رذیلتى كه ضد آن رذیلت است دست‏زد بشرط آنكه تعدیل را حفظ كند.بنابراین شخص ترسو، مثلا، به كارهاى متهوران و بى‏باكان یعنى به امور ترسناك و هول‏انگیز دست‏بزند و خود را در خطر بیفكند، و این به منزله مداواى با سمّ است.و اگر این هم به سبب نیرومندى و استوارى بیمارى سود نبخشید،  باید نفس را به انواع كارهاى سخت و شاق و ریاضتهاى رنج‏ آورى كه نیروى برانگیزنده این رذیلت را ضعیف سازد عقاب كند، و این كار همانند سوزاندن و قطع عضو است، كه آخرین علاج است.






ادامه مطلب

برچسب ها :
جامع السعادات ,  نراقی ,  کتاب اخلاقی ,  وسوسه های شیطان ,  مقابله با مکر شیطانی ,  هوا و هوس ,  ملا مهدی نراقی , 
در این قسمت ادامه متن درس اخلاق آیة الله آقا مجتبی تهرانی(ره) را می آوریم.:

بازدارندگی حیاء نسبت به کارهای ارادی

اصلاً حیاء مربوط به اعمال اختیاری و ارادی انسان است. یعنی همین که انسان میخواهد کاری را با اختیار و اراده خودش انجام دهد، حیاء پیش میآید و نقش بازدارندگی خود را ایفا میکند. بحث ما در جایی است که عمل جنبه اختیاری و ارادی دارد. این خیلی روشن است، چون در جایی که حیاء بازدارنده نیست، حیاء کردن معنا ندارد یا فرض کنید که اگر عمل انجام شود و انسان بعد از آن شرمنده شود که حیاء نکرده است. به قول ما طلبهها مصبّ بحث حیاء، این است.




حاج آقا مجتبی تهرانی


مراحل تبدیل فکر به عمل

حالا به سراغ کارهای اختیاریمان میرویم. کارهای اختیاری ما، اینطور نیست که تنها با فکر کردن و اراده ممکن باشد. در مباحث فلسفی و کلامی این مسأله مطرح است که ما هر کاری را که انجام میدهیم، مقدماتی دارد، اراده دارای مقدماتی است. بزرگان میگویند: اوّل انسان باید عمل را تصویر کند، تا کار را تصویر نکند نمیتواند آن را انجام دهد. انسان هر کاری را که بخواهد انجام دهد، چه زشت و چه زیبا باید ابتدا آن کار را تصوّر کند و سپس آن را انجام دهد. مثلاً وقتی که کسی میخواهد نماز بخواند، اوّل نماز را تصوّر میکند و سپس بلند میشود؛ نه این که نداند چه کار میخواهد بکند. انسان ابتدا عمل را تصوّر میکند و بعد از آن به سراغ فایدهاش رفته و میسنجد که اگر آن کار مفید است، انجامش دهد و اگر مفید نیست، انجام ندهد. وقتی که دید یک کاری مفید است، حبّ به او پیدا میکند. حب به شیئ، شوق به او را ایجاد کرده و بعد از اینها انسان آن کار را انجام میدهد. لذا اگر فردی، از یک کار متنفّر باشد آن را انجام نمیدهد. این مطلب فلسفی را من خیلی روشن و ساده گفتم.

آیا وقتی که انسان میخواهد عمل زشتی را انجام دهد، آن را تصوّر نمیکند؟ مثلاً وقتی میخواهد به گوش کسی سیلی بزند، ابتدا این کار را تصویر کرده و سپس انجام میدهد وگرنه، سیلی را به گوش خودش میزد! پس معلوم میشود که انسان ابتدا کار را تصوّر کرده و بعد از آن انجام میدهد.

«فرد معصوم» تصوّر گناه هم نمیکند!

اینجا نقطه حسّاس کار است؛ وقتی که انسان کار زشت را تصوّر میکند، چه حالی به او دست میدهد؟ روح متمایل میشود یا متنفر میگردد؟ کسی که عمل زشت را تصوّر میکند، اگر پرده فطری و الهی، این ودیعه الهی در انسان باشد و دریده نشده باشد، برای انسان از بدی تنفّر ایجاد کرده و هماو مانع ارتکاب آن عمل زشت میشود، یعنی آن حالت انفعال، قبل از عمل به انسان دست میدهد.

مثال دیگری بزنم که مطلب کاملاً جا بیافتد. اگر کسی تصوّر کند که یک نجاست را بخورد، چه حالتی به او دست میدهد؟ آنقدر متنفر میشود که حتی بر روی چهرهاش نیز اثر میگذارد. هنوز کار بدی نکرده ولی شکل و ظاهرش تغییر میکند.

حتی ما راجع به عصمت معصومین(صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین) این را داریم که آنها حتی تصویر معصیت هم نمیکنند. آنها همین که گناه را بخواهند تصویر کنند، منزجر میشوند ولی ما، شهوت و غضبهایمان خوشش میآید. آنها متنفر میشود امّا ما خوشمان میآید. نقش حیاء در تصویر عمل قبیح و زشت است و انسان را از بدی متنفر میکند.





ادامه مطلب

آثار مخرب ترویج بی حیایی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،

والحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.

رُویَ عن الصادق(علیهالسلام) قال: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ».

 مروری بر مباحث گذشته:

بحث ما راجع به «حیا» بود و عرض کردم که یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ما ترویج بیحیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. در جلسه گذشته عرض کردم که حیاء یک امر اکتسابی نیست، بلکه یک امر غریزی یعنی یکی از مواهب الهی است. انسان مجموعهای از غرایز و فطرتها است و یکی از غرایز او نیز «حیا» است. این را هم عرض کردم که در معارف ما از حیاء به «پوشش روح» نیز تشبیه شده است.

در آخر جلسه گذشته آیه شریفهای را در این رابطه مطرح کردم، به روایاتی درباره این بحث هم اشاره کردم. در روایتی از علی(علیهالسلام) آمده است که حضرت میفرماید: «أحسن ملابس الدنیا الحیاء» یعنی «بهترین لباس دنیوی حیاء است» و این لباس هم دو بُعدی است و دو کار از آن میآید: هم موجب میشود که قبائح انسان پوشیده شود و از طرفی انسان را میآراید. در آیه هم این تعبیر بود که «یُواری سَوْآتِكُمْ» یعنی این پوشش، قبائح را میپوشاند «وَ ریشا» یعنی لباس پاکیزه و زیبایی است.

                                                                




 



ادامه مطلب

برچسب ها :
تهرانی ,  درس اخلاق ,  حاج آقا مجتبی تهرانی ,  حیا ,  حیا چیست؟ ,  مصادیق حیا ,  حیا در دین اسلام , 

گاهی اوقات در بیراهه هایی گم میشویم که اگر وسائل ارتباطی در دستمان نباشد واقعا نمی دانیم که چکار باید بکنیم و چطوری دیگران را از حضور خود در این جا با خبر سازیم و گویا امید به کسی داریم که از راه برسد و ما از این مخمصه نجات دهد که او را فرشته نجات خود می نامیم.

و گاهی هم  ابلیس ما را با وسوسه هایش به بیراهه می کشاند و با وسوسه های دیگر و گام به گامش ما را در بیراهه هایی میبرد که برای بازگشت، آرزوی فرشته نجاتی را داریم که ما از بیراهه نجات دهد و باز ما  را به همان راه راست برگرداند.

توبه

وقتی ما به کلمات معصومین(ع) مراجعه کنیم آنها اسم این فرشته نجات را توبه مینامند که ما را از بیراهه ای که شیطان ما را به آنجا برده، نجات می دهد و باز در راه مستقیم لطف و بخشش و رحمت خداوند قرار می دهد؛ گرچه آن راه که عبارت باشد از این دنیا، برای غالب صابران سخت و ناهموار است ولی عاقبت بسیار خوشی در انتظار صابران است و در مقابل بیراهه هایی که وجود دارد گرچه برای فریب خوردگان بسیار هموار و لذت بخش  و راحت است ولی عاقبت آن آتش جهنم و غضب خداوند متعال است .

توبه در دین ما بسیار راحت است و صرف پشیمان شدن از کار قبیح گذشته و اصرار نداشتن بر آنرا توبه می گویند گرچه آداب خاصی برای آن ذکر شده است که درصد قبولی آن را بسیار بالاتر میبرد و شاهد آسانی توبه، گوهری است  که از دهان مبارک آیة الله العظمی حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام) خارج گشته است و آن این است که آن حضرت فرمود:

                                                                                                                                                           



ادامه مطلب

برچسب ها :
توبه ,  استغفار ,  امیرالمونین ,  روضة الواعظین و بصیرة المتعظین ,  روضة الواعظین ,  راه نجات ,  نجات از بیراهه , 

منظور از عنوان، درس هایی است که علماء با توجّه به روایات ائمه(ع) به ما می آموزند.

آیة الله العظمی فاضل لنکرانی بحثی را در مورد غفلت بدین گونه مطرح فرموده اند:

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکریم:« ذلک لمن خاف مقامی و خاف وعید»(سوره ابراهیم آیه14)

کتاب تحف العقول در تفسیر این آیه، روایتی را از حضرت سجاد(علیه السلام) نقل کرده است که می فرماید:

«و اعلموا عباد الله! أنّه من خاف البیات تجافی عن الوساد و امتنع من الرّقاد و أمسک عن بعض الطعام و الشراب من خوف سلطان اهل الدنیا فکیف ویحک یا ابن آدم مَن خوف بیات سلطان ربِّ العزّة و أخذه الألیم و بیاته لأهل المعاصی و الذّنوب مع طوارق المنایا باللیل و النّهار فذلک البیات الذی لیس منه منجی و لا دونه ملتجأ و لا منه مهربٌ فخافوا الله ایّها المؤمنون من البیات خوف اهل التقوی فإنّ الله یقول:«ذلک لمن خاف مقامی و خاف وعید» فاحذروا زهرة الحیاة الدنیا و غرورها و شرورها و تذکّروا ضرر عاقبة المیل الیها فإنّ زینتها فتنة و حبّها خطیئة»
                                                                                                                                      


ادامه مطلب

برچسب ها :
مطالب اخلاقی ,  آیت الله فاضل لنکرانی ,  سوره ابراهیم ,  امام سجاد ,  تحف العقول ,  اسلام ,  مرجعیت ,