جمعه بیستم

از بس یقین کنم که مرا دوست داری ام

باور نمی کنم که به خود واگذاری ام

هرکس رسید حال دلم را گرفت و رفت

آیا تو هم بدست بلا می سپاری ام

تکذیب می کنند غلامِ تو را ولی

تأیید می کنی و ز غم باز داری ام

هرگز مباد من ز ولایت جدا شوم

تدبیر توست سِیرِ ولایت مداری ام

من مانده ام چگونه تشکر کنم ز تو

کردی قبولِ مرحمتت دستِ یاری ام

شاید مرا بخاطر جدّت خریده ای

مرثیه خوانِ داغ تو با اشک جاری ام

من زیر بار منّت دونان نمی روم

عمری غلام حلقه بگوش ، افتخاری ام

رو می زنم بدست کریمت شبانه روز

تا دم به دم ز اَبرِ کرامت بباری ام

یک لحظه از نگاه تو غافل نمی شوم

تا با دو چشم خویش کنی سر شماری ام

من وامدار اَبروی پیوستة توأم

ترکم مکن که زنده به این وامداری ام

ای اعتبار من به جز این در کجا رَوَم

هرجا روم ملازم بی اعتباری ام

تا با توأم نوای حسین است بر لبم

بی کربلای دوست محبّ شعاری ام

با این همه عطای تو احساس می کنم

من ماندم و خطای من و شرمساری ام


موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: امام زمان(عج)اشعار امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 24 دی 1395 | 11:03 ق.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()
جمعه پنجم

کسی که درد ندارد دوا نمی خواهد

کسی که هجر ندیده لقا نمی خواهد

قسم به ساحت قدس مقام ابراهیم

کسی که ذبح نموده منا نمی خواهد

کسی که محرم بیگانه شد ز  یارش ماند

اقامت حرم آشنا نمی خواهد

زبان به شکوه نگرداند عاشق مخلص

اسیر درد محبت شفا نمی خواهد

کسی که رنگ شهادت به جبهه اش دادند

برای جلوه ، خضاب حنا نمی خواهد

دوباره این دل و این آستانه ی پر فیض

کسی نگفته نگارم گدا نمی خواهد

اگر چه زشتم از این خانه پا دمی نکشم

کسی نگفته به من ، او تو را نمی خواهد

دل شکسته ی ما دلبرا مگر دل نیست ؟

زیارت حرم کربلا نمی خواهد ؟

 



موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: اشعار امام زمان(عج)امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 9 مهر 1395 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()
جمعه چهارم

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشد

تنها در انتظار تو باشم ولی نشد

گفتم به دل که جلب رضایت کند نکرد

گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد

گفتم میان جذر و مد اشک و آه شب

در گردش مدار تو باشم ولی نشد

گفتم که می رسی تو و من هم دعا کنم

در دولت تو یار تو باشم ولی نشد

گفتم که تا اجل نرسیده ست لحظه ای

در خیمه ات کنار تو باشم ولی نشد

گفتم که خاک پای تو را تاج سر کنم

چون خاک رهگذر تو باشم ولی نشد

گفتم به قدر آه دل دلشکستگان

در عهد و روزگار تو باشم ولی نشد

گفتم دعا کنم که بیایی ببینمت

مانند مهزیار تو باشم ولی نشد



موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: اشعار امام زمان(عج)امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 2 مهر 1395 | 05:31 ب.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()

جمعه سوم
 

چه وقتها كه برایت دعا نكرده دلم
چه نذرها كه برای شما نكرده دلم

چقدر نام مرا در نوافلت بردی
ولی به هیچ كدام اعتنا نكرده دلم

عجیب نیست دلم را گناه پرُ كرده است
دری به سمت مناجات وا نكرده دلم


مسافر سحر جاده های سجاده

بگیر دست مرا تا خدا نکرده دلم


نیفتد از قلم رو به آسمانی ها

به جرم كفش سلوكی كه پا نكرده دلم


درست یاد ندارم كه چندمین روز است

كه حقِ چشم خودم را ادا نكرده دلم

موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: اشعار امام زمان(عج)امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 06:27 ق.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()
جمعه دوم

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست


می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست


باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز میخندم که خیلی...! گرچه میدانی که نیست


شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست


چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟


وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست


میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست


رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی, کار آسانی که نیست



موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: اشعار امام زمان(عج)امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 19 شهریور 1395 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()
جمعه اول:

 

 

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا

هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سالها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو


موضوعات مرتبط: جمعه های بدون امام زمان(عج)
برچسب‌ها: اشعار امام زمان(عج)امام زمان(عج)

تاریخ : جمعه 12 شهریور 1395 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : عبدالله | نظرات()
.: Weblog Themes By Yas98 :.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو